ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
847
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
اين عمل در همهء ابزار زهى بر كنارههاى زهها آنجا كه زه را مىنوازند ايقاعات پديد مىآورند و در نتيجه آهنگها متناسب و لذتبخش ميگردد . و گاهى هم بوسيلهء نواختن چوبههايى بر روى ابزار تشت يا زدن تشتها بر يك ديگر بر حسب ايقاعات متناسب آهنگهائى پديد مىآورند كه شنيدن آنها لذتبخش است . و اينك به ياد كردن سبب لذتى كه از آواز خوش حاصل مىشود ميپردازيم : چنان كه در جاى خود بيان شده است لذت عبارت از ادراك هر چيزى است كه موافق ( روح ) باشد و هر چيزى كه احساس بشود كيفيتى از آن درك ميگردد و هر گاه اين كيفيت براى ادراك كننده مناسب و سازگار باشد لذتبخش و اگر براى وى منافى و نفرت آور باشد دردناك خواهد بود و بنابر اين مزههاى مناسب و سازگار آنهايى است كه كيفيت آنها با حس چشائى سازگار باشد و همچنين بسودههاى سازگار . و در بويها آنهايى لذتبخشاند كه مناسب روح قلبى بخارى باشند زيرا آن روح درك - كنندهء بويهاست و بويها را حس بويائى بدان مىرساند و از اين رو اين روح بوى خوش گياهان و گلهاى معطر را بهتر و مناسبتر در مىيابد ، زيرا حرارت كه طبيعت و مزاج روح قلبى است در آن غلبه دارد . و اما از ديدنيها و شنيدنيها آنهايى سازگار و مناسب هستند كه اوضاع آنها از لحاظ اشكال و كيفيات متناسب باشد . پس تناسب اوضاع در نفس سازگارتر و مناسبتراند ، از اين رو هر گاه چيز ديدنى از لحاظ اشكال و نقش و نگارها آنچنان باشد كه از آنچه مادهء خاص آن اقتضاى كمال مناسبت و وضع داشته باشد خارج نشود ، [ نيكو و زيبا خواهد بود ] ، و معنى زيبائى و حسن نيز در هر چيز ادراك شدهاى همين است ، آن وقت اين گونه ديدنيها براى نفس ادراك كننده مناسب خواهد بود و از ادراك سازگار آن لذت خواهد برد و به همين سبب مىبينيم دلدادگان شيفته و بىپروا نهايت عشق و دوستى خود را بمعشوق بدينسان تعبير ميكنند كه روح آنان با روح محبوب در آميخته است .